عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
36
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
از « على بن جعفر » نقل شده است كه برادران حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام نزد آن حضرت رفتند و گفتند : در ميان ما امامى كه رنگش گندم گون باشد ، وجود ندارد ، حال آن كه امام جواد عليه الصلاة و السلام گندمگون هستند . حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام فرمودند : او پسر من است . آنان گفتند : حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم قيافهشناسى را معتبر دانستهاند ؛ بين ما و شما مىبايستى قيافهشناسان قضاوت كنند . حضرت فرمودند : شما در پى آنان بفرستيد ، امّا من اين كار را نمىكنم و به آنان نگوييد براى چه دعوتشان كردهايد ؛ وقتى قيافهشناسان آمدند ، ما را در باغ بنشانيد . عموها ، برادران و خواهران حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام همه در صحنى نشستند . آن حضرت در حالى كه جامهاى گشاده و پشمين بر تن و كلاهى بر سر و بيلى بر دوش داشتند ، در ميان باغ به بيل زدن مشغول شدند ، گوئى كه باغبان است و ارتباطى به حاضران ندارد . آنگاه حضرت ابو جعفر جواد عليه الصلاة و السلام را حاضر نمودند و از قيافهشناسان درخواست يافتن پدرش را نمودند . ايشان به اتفاق گفتند كه پدر اين كودك ، در اين جمع حضور ندارد ؛ امّا اين شخص عموى پدرش و اين ، عموى خود اوست و اين عمهء اوست ؛ اگر پدر او نيز در اين جا باشد ، بايد آن مردى باشد كه در داخل باغ ، بيل بر دوش گذارده است ؛ چرا كه ساق پاى اين دو بر يك گونه است . در اين وقت بود كه حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام وارد آن جمع شدند و قيافهشناسان به اتّفاق گفتند كه اين ، پدر اوست .
--> - آن را حرام و شافعى و گروهى از علماء آن را جايز مىدانند . مالك ، فقط در مورد كنيز ، عمل به آن را جايز شناخته است و در جايى ديگر سخن از جايز بودن آن در مورد كنيز و حرّ - هر دو - زده است . وى مورد عمل را هنگامى مىداند كه خريدار و فروشنده ، در طهر و پيش از استبراء با كنيز آميزش كنند و او پس از گذشت شش ماه از آميزش دوم و قبل از گذشت چهار سال از مواقعهء اول ، فرزندى بياورد . در اين جا الحاق فرزند به يكى از آن دو نفر ، طبق نظر قيافهشناس خواهد بود ، ولى اگر تعيين بر قيافهشناس دشوار شد ، يا فرزند را از هر دو نفى كرد ، صبر مىكنند تا فرزند بالغ شود . در آن موقع ، به هر يك از آن دو كه بخواهد ، منسوب مىگردد ؛ ولو آن كه قيافهشناس او را به آن ديگرى ملحق كرده باشد . عمر بن خطاب ، مالك و شافعى مىگويند طفل پس از آن كه به سنّ بلوغ رسيد ، بايد از او خواست تا به هر كس ميل دارد ، منسوب گردد . ابو ثور و سحنون گفتهاند كه وى فرزند هر دو است . و ماجشون و محمد بن مسلمه - كه هر دو مالكى هستند - گفتهاند به آن كه بيشتر شباهت دارد ، ملحق مىگردد .